حبیب زاده هنرمند هرمزگانی در تصاویر


با دستهایش و با نگاهش داشت از ازادی می گفت و به مخاطبینش اشاره می کرد که قدر ازادی بدانند ، اگر بدست اوردند " ازادی خیلی خشن باید قدرش بدونیم ، مثل یک دسته گل بی او پر پر نکنیم " گویا دارد نطق سیاسی می کند ، چه با جدید از ازادی می گفت .



اینجا بیاد وطن می افتند درد و رنج غربت می خواهد بازگو کند دلش برای زادگاهش تنگ شده بود ،"پاینده ایران ،زنده باد ایران ،اهورو مزاد بشد حافظ ایران "



این بخش از ترانهایش باز خوانی ترانهای قدیمی بود ، ترانهای ریتمیک ، جسم و جان روح و روان ، درد و غم ، رنج غربت ، همه با صدای دهلها در هم تنیده می شوند و جسم به حرکت در می اید ، ناله جفتی خالو قنبر ، با دهلها همراه می شود ، انچه در درون خفته باید بیرون ریخته شود ، این رسم ما ساحل نشینان است ، رسم جاشوان و ناخدایان است ، رسم ما سیاهان جنوب است که با دهل ،غم و رنج درون بیرون می ریزم و بار سنگین روزگار با موسیقی ، سبک می کنیم



به ساعتش نگاه می کند ، وقت رفتن رسیده است ، گرچه جسمش نتوانست ، خود را به هوباد گنو برسوند تا درمون شود ، ولی روح سرگردانش با صدای ، کسر ، جره ، پیپه و لیول با صدای جفتی وساز با اواز دینگ مرو ، شیخ شنگر ، و یمبوسنه ، در کنار ما خواهد بود .
به ساعتش نگاه می کند وقت رفتن رسیده است . به درود علی خان یار موسیقی هرمزگان
برای دیدن ویدیو کلیپ حبیب زاده اینجا کلیک کنید
تاریخ و فرهنگ هرمزگان -مروری بر تاریخ و فرهنگ هرمزگان و منطقه