نمای گامرون به روایت تصاویر


    گامرون  تاریخ قدیم  بندر عباس  از نقاشیهای  بجا مانده  


در سالهای که مشغول مطالعه و جسنجو در باره تاریخ قدیم  شهرمون  بندر بودم  به تعدای نقاشی از چهره گامرون بر خوردم  که نقاش با مهارت تمام زاویه های  مختلف  زندگی و بافت شهر به نمایش گذاشته بود ، نوع ساختمانها ، درختها ، قایقها ، کشتیهای ، حتی در یکی از این نقاشیها ماهیگیران در حال صید نشان می دهد و نوع صید که بصورت صید محاصره ای ( جرگه ای ) است مشخص شده است (تا چند دهه پیش از این نوع صید برای صید ماهی مومغ  یا همان ساردین در منطقه مغ ناخا و سورو  استفاده می شد . در گوشه ای دیگر حیواناتی در حال بار کشی دیده می شوند  و نوع انها نیز مشخص است  چندتا اسب و شتر و در گوشه ای دارند با اسب تور ماهیگیری به ساحل می کشند . با توجه به اهمیتی که این نقاط برای اشنای با شیوه زندگی مردم ان دوران و بافت شهر دارد  سعی کردم با بزرگ کردن نقاشیها و عکس بردای مجدد از زاویه های مختلف  انها را  در اینجا برای شما  بصورت  اسلاید  تهیه کرده ام .که لینک انها در پایان این صفحه امده است .

در سه تصویر بالا با عدد ساختمانها مشخص گردیده که در پایین نقشه  باتوجه به این اعداد توضیح داده شده که ساختمانها متعلق به کدام کشور و شرکتها بوده اند . مثلا این عکس که در شرق نقشه و در منطقه نابن قراردارد   مرکز تجاری و انیار شرکت کمپانی هند شرقی هلند voc مباشدکه با شماره  10 مشخص  گردیده است  و در مرکز نقشه  شماره 6 دفتر اصلی و مقر شرکت هلندی مشخص کردیده و شماره  5 دفتر کمپانی انگلیسی  می باشد . .

برای دیدن عکسهای بیشتر  دو  اسلاید  تهیه نموده ام که بصورت ویدیو کلیپ و با اهنگ لیوا از محمد روهند می باشند

برای دیدن اسلاید 1 اینجا گلیک کنید

برای دیدن اسلاید 2 اینجا کلیک کنید

درخت لول درختی که نامش با تاریخ بندر عباس گره خورده


Banayan -banian - banias نامهای هستند که به درخت لول (انجیر معابد ) گفته می شود 


کلمه بانیان  که امروز در زبان  عامیانه انگلیسی برای درخت لول بکار می برند  ، با تاریخ شهر بندر گره خورده است

      ژان باتیست تاورانیه جهانگرد فرانسوی 1680 در سفر به گامرون و نگاهش به این شهر  (از کتاب شهرهای ایران  نوشته لورانس لگهار )

 سال  هزار سیصد و پنجاه  و پنح بود  ساعتهای سه  یا چهار بعد از ظهر     زیر سایه کهور تقوای در محله  سورو  نشته بودیم  تابستون بود  و سایه کهور  خنکی خاصی داشت  ،  ماشین  لاندروری  ترمزی  کرد و ایستاد سه نفر خارجی به همراه  یک ایرانی  ازان پیاده شده  و بطرف ما امدند بعد از سلام و علیک و دست دادن  مترجم بعد از معرفی خود  که از طرف اداره جنگل بانی مرکز  همراه این اقایون امده  و می خواهد از مردم محله  سورو  چند سوالی بکنند راجع به یک درخت قدیمی در این محله  و اگر امکان دارد بروند ان درخت ببینند ،یکی ازخارجیها دست در کیفش کرد و چندین عکس بیرون اورد و دست تک تک ما داد   ، درختت عظیم لول با دهها تنه  و شاخ وبرگ زیاد  ، در یکی از عکسها  حدود هشت تا ده  نفر نظامی انگلیسی سوار بر اسب  زیر درخت  ایستاده بودند  ، من تو عمرم درخت با این بزرگی ندید ه بودم ، بعد از دست یه دست کردن عکسها  ، مترجم از سکوت ما تعجب کرد  و پرسید ، مگر شما این درخت  ندیده ای ؟ همه سر مون یه علامت منفی تکان دادیم ، مرد انگلیسی نقشه ای قدیمی در اورد   و روی زمین گذاشت  و با مترج کمی گپ زد  و  او نیز شروع کرد به ترجمه ، ببینید توی این نقشه  محل درخت  در غرب بندر عباس   و در محله سورو   نشان داده شده چطور شما هیچ اطلاعی  از ان ندارید  ؟ 

بعد از رفتن انها چند نفر از افراد حاظر که سالها از ما بزرگتر بودند  رو به  هم دیگر کردند و گفتند  من دید ه بودم ان یکی گفت  ما انجا بازی دار تلمپکا موکرده بودیم ، یکی از بچه ها با تعجب و کمی عصبانیت گفت " چرا بهشون نگفتی که در این محله بوده "  انها جواب دادند " این درخت در مغ بالا  بوده و حاجی عبدلرحمن نیکبخت  لول ایکردیدی  ، ما  ترسیدیم اگر چیزی بگیم باعث دردسر بشود "   خلاصه بعد از ان سوالات زیادی  راجع به این درخت  از ریش سفیدهای محل کردم هر کدام داستانهای  داشتند  و همه به نحوی به هندیها و اینکه  اینجا  گویا در قدیم محل عبادتشان بوده اشاره می کردند ، همچنین از درخت لول بزرگی در منطقه نابن ( نایبند )   نیزصحبت می کردند .

Hopson-Jobson:The anglo-Indian Dictionary  


در نوشته  بالا  اشاره می کند به   رابطه  فروشندگان وتجار هندی که  به بانیاس معروف بودند  و در نزدیکی  گامرون  زیر این درختها می نشستند  و بعدها  عبادتگاهای کوچی زیر این درختها برای خود بنا نمودند  ، در نوشته بالا نیز اشاره شده که تا سال 1738 نیز این درخت که در نیم مایلی  مرکز تجاری انگلیس بود  ، وجود داشته است    همچنین در بالا اشاره می کند که ایرانها ( مردم محل ) به این درخت  لول  می گویند ،  البته در منطقه سورو  هنوز این درخت لول می نامند ولی در بعضی  نوشتها ی دوستان  من دیده ام که لور استفاده کرده اند .

در این سند نیز نویسنده اشاره ای می کند به درخت یزرگ لول در نزدیکی نایبند در مسیر رفتن به گامبرون واینگه هندیها عبادتگاهی در انجا داشته و ...

The banyan tree gets its
name from a specimen near Gombroon on the Persian Gulf, beneath which
Banian settlers had erected a pagoda, which became known as 'the Banian   tree

                     ********

 

This Hindu merchant class was soon to give their collective name to a fig tree, the Ficus religiosa or indica. The tale is told that in the late sixteenth century, near the city of Gombroon, on the Persian Gulf, one of these Indian Fig trees had been growing for some time. It was very large, and the vaniyan traders in the area had built a small pagoda beneath it, where it was their habit to meet to discuss their business each day. That tree became known as the "Tree of the Banyans,"

and eventually, all the trees of those various fig species came to be known as banyan tree

در اکثر نوشتهای بالا از ارتباط کلمه بانیان با بازرگانان هندی و درخت لول که انها در زیرش در اطراف گامرون  می نشسته و دادو ستد می کردند یاد می کنند   و از وجود درختهای عظیم لول در غرب وشرق گامرون یاد می کنند  که در این اینجا من فقط به چندتای انها اشره کرده ام .

در نقاشی بالا از سفر تاورنیه من بعضی نقاط با عدد مشخص کرده ام که بترتیب زیر می باشند

1حصار دور شهر بندر

2-منطقه سورو ونخلستانهای ان

3- عبادتگاها هندوها(پقوادا) در زیر لول

4- جاده  بطرف کرمان

5- جاده بطرف لاتیدان


تاکنون من چند نقشه گامرون دیده ام که در انها درختهای لول برجسته و بزرگ نشان داده بودند  و در نقشه بالا نیز شما  عظمت این درخت نسبت به نقشه  مشاهد می کنید  و این خود می تواند گواهی باشد  از وجود درختهای عظیم لول در بندر عباس قدیم و منطقه . در یک جا هم یکی از کارمندان کمپانی هند شرقی  انگلیس اشاره میکند که که درخت انقدر بزرگ بود که  چند هزار نفر برای فرار از گرما به زیر سایه ای پناه می بردند منظورش درخت لول منطقه نایبند  بوده  .

در پایان از دوستانی که از لول منطقه سورو  و یا نایبند اطلاعاتی دارند و یا چیزی شنیده اند  تمنادارم نظراتشون بنویسند تا بتوانیم در این زمینه مطالب بهتر ومستندتری داشته باشیم ،

بری دیدن ویدیو کلیپ از نقشه قدیمی گامرون اینجا کلیک کنید

هرمزگان بر روی منبع گاز ، هرمزگانی به دنبال گاز



                         اب در کوزه و ما تشنه لبان ......


چند درصد درامد حاصله از فروش نفت و گاز  استان هرمزگان  صرف پیشرفت استان و رفاه مردم این منطقه می شود ؟
**********
  ایا می دانستیم بعد از استان خوزستان و بوشهر  استان هرمزگان سومین دارنده منابع گاز و نفت ایران می باشد
***************
چند درصد خانهای استان هرمزگان لوله کشی گاز شده است ؟  چه مقدار از گاز استادن هرمزگان  به استانهای همسایه ما صادر و در انجا خانها صاحب گاز می شوند ؟
**************
اخرین منبع گازی که دولت اعلام کرده کشف شده  در جزیره لاوان در استان هرمزگان می باشد به ظرفیت  66 ترلیون فوت مکعب ! 

 و باز ما باید با کپسول کهنه خو د به دنبال گاز باشیم  و باز استان محرم  باشیم محروم  از همه   منابع و در امدهای کلان استانمان ؟

اگر شما هرمزگانیهای عزیز یک استان با این همه امکانات و منابع مختلف معدنی ، صنعتی و طبیعی  که ما داریم پیدا کردی ، که خود  مردمش از ان بهره ای نمی برند و محروم مانده اند و  مثل ما جیغش در نمی اید و به محرومیت تن در داده اند مثل ما !

به من معرفی کنید  یک بلیط رفت و برکشت با تمام امکانات سفر به هلند مهمان چوک سورو  خواهید بود .

حبیب زاده  هنرمند هرمزگانی در تصاویر


با دستهایش و با نگاهش داشت از ازادی می گفت  و به مخاطبینش اشاره می کرد که قدر ازادی بدانند ، اگر بدست اوردند " ازادی خیلی خشن باید قدرش بدونیم ، مثل یک دسته گل بی او پر پر نکنیم "   گویا دارد  نطق سیاسی می کند ، چه با جدید از ازادی می گفت .

اینجا بیاد وطن می افتند  درد و رنج غربت می خواهد بازگو کند  دلش برای زادگاهش تنگ شده بود ،"پاینده ایران ،زنده باد ایران ،اهورو مزاد بشد حافظ ایران "

        این بخش از ترانهایش باز خوانی ترانهای قدیمی بود  ، ترانهای  ریتمیک  ، جسم و جان  روح و روان ، درد و غم ، رنج غربت ، همه    با صدای دهلها در هم تنیده می شوند  و جسم به حرکت در می اید ، ناله جفتی خالو قنبر  ، با دهلها همراه می شود ، انچه در درون خفته باید بیرون ریخته شود ، این رسم ما ساحل نشینان است ، رسم جاشوان و ناخدایان است ، رسم ما سیاهان جنوب است که با دهل ،غم و رنج درون بیرون می ریزم و بار سنگین روزگار  با موسیقی   ، سبک می کنیم

      به ساعتش نگاه می کند ، وقت رفتن رسیده است  ، گرچه جسمش نتوانست  ، خود را به هوباد گنو برسوند  تا درمون شود ، ولی روح سرگردانش با صدای ، کسر ، جره ، پیپه و لیول با صدای جفتی وساز با اواز دینگ مرو ، شیخ شنگر ، و یمبوسنه  ، در کنار  ما خواهد بود   .

               به ساعتش نگاه می کند  وقت رفتن رسیده است . به درود  علی خان  یار موسیقی هرمزگان

برای دیدن ویدیو کلیپ حبیب زاده اینجا کلیک کنید

        

         

وقتی که  ارتجاع در مقابل  هنر زانو می زند

 

ساز علی جمشید در  دار الخلافه حکومت هم بصدا در امد 


وقتی که در اوائل انقلاب با فتوای  خمینی  موسیقی  " حرام "  شد   وقتی که حتی کف زدن در مراسم مختلف منع گردید ،  دیدیم که چه ظلمهای بر اهل  هنر موسیقی  روا نکردند ، چه سازهای که نشکستند ، هزاران نوازنده و خواننده خانه نشین شدند یا جلای وطن نمودند .

 در استان هرمزگان  که موسیقی محلی بخش مهمی از هویت فرهنگی ما را بدوش می کشد وضع از همه جا بدتر بود ، مردم براحتی تسلیم نمی شدند ، بارها شده بود که  عروس وداماد بجای حجله  همراه با نوازندگان ،شب سر از پاسگاه یا کمیته یا کلانتری در می اوردند ، چه سازهای که  به گروگان نگرفتند  ، اوضاع برای اهل موسیقی هر روز بدتر و سختر می گردید

مفاومت در مقابل ارتجاع ادامه داشت ، بعضی وقتها با پول ورشوه به مامورین اجاز چند ساعت شادی برای مراسم عروسی بدست می اوردند . خطر دستگیری هنرمندان ، به گروگان گرفتن و یا شکستن سازها دور از انتظار نبود ، داروغه های حکومت همه جا  علیه موسیقی بسیج شده بودند . غلام جعفر  یکی از نوازندگان محلی ساز در شرق هرمزگان در روستای چاه فهله در حال نواختن ساز به گلوله بسته می شود وی  اولین هنرمند ایرانی بود که درحال اجرای هنرش کشته می شد  ، زیبا شیرون ( زیبا کلناری) به همراه  نصره ، دو هنرمند زنی که سالیان درازی  با هنرشان هزاران دختر وپسر در استان هرمزگان  ، بخصوص شهر بندر عباس  به خانه بخت فرستاده بودند ، در حالیکه سنی از انها گذشته بود (هفتاد به بالا)   بوسیله پاسدارن اسلامی به جرم دهل نواختند ، دستگیر و در ملاء عام  شلاخ زدند ، شلاخی سخت بر پیکر مادران موسیقی هرمزگان ، انقدر سخت که این دوهنرمند بعد از مدتی تعادل روحی و روانی خود از دست داده و چند سال بعد دار فانی وداع کردند . علی بریم ( علیکو بریم ) در حال نواختن ساز در مراسم عروسی در محله سورو ، سازش می شکنند ، چه ظلمهای که به موسیقی ما نگردید ،

 

اما موسیقی زاده  ذوق وسلیقه بشر  است  همیشه با او بوده  و خواهد بود ، تعغیر شکل می دهد ولی فنا نخواهد شد  ،  لا لای و شروندی که مادر برای نورادش می خواند ، اوازهای دستجمعی موقع بالاگشیدن هوزار (بادبان)  یا بالا کشیدن لیح ( تور ماهیگیری ) ، هلهله  یا کیکنگ زنان ، همراه  با دهل  ، نوعی از موسیقی این دیار هستند که با کار وزندگی روزمره ما پیوند خورده بودند  و امروز به اشکال مختلفی از موسیقی تکامل یافته اند

یک ما پیش دوست عزیزهرمزگانی در بلاگش نوشت که مراسم اغاز سال نو در استان هرمزگان با اجرای زنده ساز علی جمشید ، شروع شده است  و ان را به فال نیک گرفت ،  و اطفاقا  چند هقته پیش سی دی بدستم رسید از اجرای موسیقی هرمزگانی  در تهران ، به مناسبت هفته فرهنگی استانها ، حدود  دو ساعت  موسیقی مختلف هرمزگانی ، ساز دهل ، کسر و جفتی ، چاکه و کیکنگ  دختران هرمزگانی با لباس محای رنگارنگ، سرکنگی و کونپرون  مردان مسن،   بارها این هنرنمایها نگاه کردم و هر بار خرص (اشک) شادی از چشمانم جاری گردید ، برای من این  مراسم جشن پیروزی موسیقی هرمزگان ،جشن پیروزی هنر بر ارتجاع و  جمود فکری  ماموتهای زمان بود ،

 پدر و پسر  دو نسل در کنار هم  جمشید میر رستمی  و علی جمشید

سالها پیش  در نوشته ای  در باره موسیقی هرمز گان  در بخش موسیقی ساز ودهل  و با اشاره  به کشته شدن غلام جعفر  نوشتم  :

ساز غلام جعفر بر زمین  نخواهد ماند  نسل جدیدی از هنرمندان هرمزگانی در راهند که در ساز غلام جعفر خواهند  دمید و پیروزی  عشق و زندگی  بر تیرگی و تباهی  جشن خواهند گرفت ، علی جمشید و چوک علیکو بریم  از جمله این  هنرمندانند.


***********************

 امروزه  استان هرمزگان علی رغم مشکلات و کمبودها و امکانات ، با داشتن  صدها هنرمند  و دهها گروه  و ارکست  فعالترین استان در زمینه موسیقی  می باشد  

موسیقی این دیار  بتنهای بخشی عمده هویت فرهنگی ما را به دوش میکشد و شاید بتوان گفت تنها هویت فرهنگی هرمزگانی که هنوز نفسی می کشد  همین مسیقی ما است . قدر و ارزش این هنر و هنرمند بدانیم .

برای دیدن ویدیو کلیپ  این  برنامه اینجا کلیک کنید

برای دیدن قسمت دوم ویدیو کلیپ اینجا کلیک کنید